نیروی ارشمیدس

آیا تاکنون فکرکرده اید که چرا برخی چیزها درون آب شناور هستند امابرخی دیگر ته آب میافتند؟ 

یا چرا چوب روی آب شناور ولی یک میخ آهنی ته ظرف آب می افتد و یااینکه آیا امکان دارد یک قطعه آهن شناوربماند تمامی این موضوعات به نیرویی مربوط می شود که
 ارشمیدسدانشمند یونان باستان کشف کرده است. 

نیروی ارشمیدس چیست ؟ 
وقتی جسمی را درون یک شاره مثلا یک لیوان آب می اندازیم اگر جسم تماما درون آب فرو رود به مقدار حجم خود آب را جابجا می کند به نیروی وزن این مقدار آب جابجا شده نیروی ارشمیدس گویند که همیشه رو به بالاست و از رابطه ی زیر بدست می آید: 
 


 
 


دقت کنید که در این رابطه چگالی شاره و vحجم شاره جابجا شده است که مساوی است باحجم قسمتی از جسم که داخل شاره است و gشتاب گرانشی است حال سوالی مطرح می شود و آن اینکه چه شرایطی لازم است تا یک جسم در یک شاره شناور شود ؟ می دانیم در به هر جسمی در یک میدان گرانشی نیروی وزن وارد می شود و به جسم درون شاره حداقل دو نیروی ارشمیدس و نیروی گرانش وارد می شود می دانیم که نیروی گرانش همیشه روبه پایین و نیروی ارشمیدس (نیروی شناوری) همیشه روبه بالا هرگاه این دو نیرو برابر باشند جسم درون آب غوطه ور می شود ولی فرق شناوری و غوطه وری چیست ؟ وقتی می گوییم جسمی شناور است که در سطح آب باشد اما جسم غوطه ور میتواند در هر جای شاره باشدبه طور مثال خود آب درون خود شناور است. 

 


 
 

وقتی نیروی ارشمیدس از نیروی وزن بیشتر باشد جسم روی سطح آزاد شاره شناور می شود و وقتی نیروی وزن جسم از نیروی ارشمیدس بیشتر باشد جسم درون شاره غرق می شود. 
 

 

مبناي علمي تقويم شمسي

نمي دانم تا حالا به دقت و مبناي علمي تقويم شمسي توجه كرده اين يا نه.

تا حالا فكر كرديد چرا ما فصل هاي مختلف داريم ودر برخي از اوقات سال روز ها طولاني تر يا در برخي اوقاتي ديگر كوتاه تر مي شوند.

مي دانيم كه خورشيد بر روي يك مسير بيضي شكل كه خورشيد در يكي ازكانون هاي آن قرار دارد به دورخورشيد مي گردد كه به طبع در مدتي از اين مسير حركت، فاصله زمين تا خورشيد در حال كم شدن است و در قسمت ديگري از مسير در حال دور شدن از خورشيد است

با توجه به اين كه محور حركت دوراني زمين به دور خودش با مسير حركت آن به دور خورشيد داراي زاويه در حدود 5/23 درجه است. در دو نقطه از مسير حركت زمين به دور خورشيد زمين در وضعيتي قرار مي گيرد كه طول شب با طول روز مساوي مي شود � صفحه استوا و صفحه حركت زمين به دور خورشيد در وضعيتي قرار ميگيرد كه انحراف 23.5 درجه اي تاثيري ندارد � و متقابلا در طي مسير حركت زمين به دور خورشيد زمين در دو نقطه در شرايطي قرار مي گيرد كه داراي حداكثر اختلاف زاويه تمايل محور زمين و مسير حركت زمين به دور خورشيد مي شود كه در آن حالت در يكي از نيم كره ها طول مدت روز حداكثر خواهد شدو در نيم كره ديگر طول مدت شب حداكثر مي شود.

حال جالب اين است كه هر چهار نقطه خاص تعريف شده در بالا در تقويم شمسي مصادف با شروع يكي از فصل ها است

يعني در اول بهار و اول پاييز زمين در يكي از نقاطي كه طول شب و روزبا هم مساوي اند و خورشيد به صورت عمودي بر محور استواي زمين مي تابد قرار مي گيرد و اول تابستان مصادف با نقطه اي از مسير حركت زمين است كه طول روز براي نيم كره شمالي طولاني ترين روز سال است و اول زمستان مصادف با نقطه اي از مسير حركت زمين به دور خورشيد است كه در نيم كره شمالي كوتاه ترين روز سال به وقوع مي پيوندد.

حالا آدم مي ماند كه قدماي ما كه نه كامپيوتر داشتن و نه هزار يك امكان ديگر كه ما در حال حاضر در اختيار داريم چطور اين نقاط را تشخيص دادن و تقويم شمسي را با اين دقت طراحي كرده اند. � كاري كه مطمئن ام كه در حال حاضر با تمام امكانات موجود از عهده افرادي انگشت شماري بر مي آيد � روحشان شاد مردان بزرگي بودند

هر چند تقويم شمسي توسط خيام به شكل امروزي آن در آمده است ولي اين تقويم با اندك تفاوت هاي خيلي پيش از خيام در ايران مورد استفاده قرار مي گرفته است و كسي از زمان ابداع آن اطلاع دقيقي ندارد.

 

راستي جالب است كه بدانيد كه بر خلاف انتظار ما كه فكر مي كنيم چون تابستان گرم تر از زمستان است پس بايد زمين به خورشيد نزديك تر باشد در آن اوقات زمين در دورترين نقطه از خورشيد قرار دارد � دليل اين امر هم اين است كه مسير حركت زمين به دور خورشيد هر چند يك مسير بيضوي است ولي ميزان فشردگي آن خيلي ناچيز است و ميزان فاصله زمين از خورشيد تاثير زيادي بر درجه حرارت زمين ندارد و عملا به دليل همان اثر طول مدت روز است كه تغييرات فصلي بوجود مي آيد


دارالفنون يادگارخردورزى  

پيش درآمد

نام دارالفنون و اميركبير آنچنان به هم گره خورده اندكه گويى از همديگر جدايى ناپذيرند و هر كدام از اين دونام موجب سربلندى نام ديگرى است. اگر دارالفنون تاكنون باقى مانده است و فراموش نشدنى به نظر مى رسد به واسطه انتسابش به روح و شخصيت فرهيخته امير بزرگ و بلند همتى است كه با نيت اعتلا و ترقى فرزندان ايران آن را بنا نهاد. از طرف ديگر اگر ايرانى همچنان امير كبير را به ياد دارد و او را هرگز فراموش نكرده است به اين خاطر است كه تنها فرزند معنوى او، دارالفنون، از گزند حوادث جان به در برده است و سرافراز مى زيد تا نام آفريننده اش را پاس دارد.

مردم ايران به دارالفنون نه فقط به عنوان يك بناى فرهنگى كه به عنوان يك بناى مقدس و قابل احترام نگاه مى كنند؛ زيرا اين بنا بر شالوده خردمندى بنياد شده و خرد امرى خداداده است. خداوند در قرآن كريم مى فرمايد: «خدا دانش و حكمت را به هر كه بخواهد عطا مى كند و هر كه را به دانش و خردورزى رساند درباره او مرحمت بسيار روا مى دارد (بقره: ۲۶۹).»

دارالفنون يك ساختمان متشكل از آجر و ملاط و پوشش سقف نيست كه مانند بناهاى آباد گذشتگان، با گذشت زمان و فرسايشهاى طبيعى و بارش باران و تابش آفتاب، فرسوده و خراب شود و طراوت و تازگى خود را از دست بدهد و رنگ ببازد. اگر چنين بود بناى زمان اميركبير را در سال ۱۳۰۸ خورشيدى به كلى ويران كردند و ساختمان كنونى را به جاى آن برپا كردند. ميرزا تقى خان اميركبير دارالفنون را به نيت تربيت نيروى متخصص بومى براى برقرارى نظم و قانون و قانونمندى كارها در همه شئون كشور بنا نهاد. به عبارتى دارالفنون نمادى از كاخ بلند نظم و ترتيب و قانونمندى كشور ايران در افق ذهن هر ايرانى است و هيچ باد و باران و آفتابى قادر به آسيب رسانى آن نيست. دارالفنون از جمله بناهاى ماندگارى است كه با آمد و رفت نسلها همچنان سرافراز باقى مى ماند تا خردمندان آينده نيز به خردورزى بانى آن اميركبير درود فرستند و يادش را همواره گرامى دارند.

 

سرگذشت دارالفنون

اميركبير در يكى از بدترين دوره هاى تاريخ ايران زندگى كرد. در زمان او بود كه در پى جنگهاى ايران و روس و شكستهاى پياپى سپاهيان ايران، عهدنامه گلستان و تركمانچاى ظالمانه به ايرانيان تحميل و طى آن سرزمين قفقاز با شهرها و روستاهاى آباد و ذخاير عظيمش به بيگانه واگذار شد. از طرفى طمع ورزى انگليسيها به سرزمين افغانستان و شهرهاى ايرانى هرات و قندهار روح امير را چنان مچاله كرده بود كه به محض عهده دار شدن صدارت، به فكر تقويت بنيه دفاعى و نظامى كشور برآمد. او توفيق ايران را در داشتن افراد تحصيل كرده و نظاميان با سواد و مشق ديده، مى ديد.

پيش از اميركبير، عباس ميرزا و حتى شخص بى كفايتى همچون ميرزا عباس بيات ايروانى معروف به حاج ميرزا آقاسى، صدر اعظم محمدشاه وجانشين نالايق نادره مردى چون قائم مقام شهيد، به اين نقيصه پى برده بودند. در دوره عباس ميرزا چندنفرى براى تحصيل، به انگلستان اعزام شدند. حاج ميرزا آقاسى نيز پنج نفر را به فرانسه فرستاد. اميركبير كه حل مشكل علمى ايران را در اعزام دانشجو به خارج نمى دانست و معتقد بود نيروى كارآمد را بايد در داخل كشور آموزش داد، تصميم گرفت آموزشگاهى را براى آموزش دانشهاى روز وخصوصاً علوم نظامى در تهران بنا كند.ساخت آموزشگاه دلخواه اميركبير در اوايل سال۱۲۶۶ قمرى در زمينى واقع در شمال شرقى ارك سلطنتى كه پيش از آن سرباز خانه بود، آغاز شد. نقشه بنا را ميرزا رضا مهندس تبريزى، از فارغ التحصيلان اعزامى به انگليس، طراحى و محمدتقى خان، معمار باشى دولت، ساخت آن را آغاز كرد.

از نامه هاى به جا مانده از اميركبير و مندرجات روزنامه وقايع اتفاقيه و اسناد ديگر برمى آيد در آغاز نام خاصى براى اين واحد آموزشى در دست ساخت در نظر نگرفته بودند و از اين بنا با عناوين «مدرسه، مدرسه جديد، مكتبخانه پادشاهى، تعليم خانه، معلم خانه و مدرسه نظاميه» ياد شده است. در آخرين نامه اى كه اميركبير به سفير ايران در روسيه براى پيگيرى جذب استادان اروپايى مى نويسد، از اين بنا به عنوان مدرسه نظاميه ياد مى كند. اگر منظور امير از كاربرد اين واژه پررنگى صبغه نظامى اين واحد آموزشى باشد، ناخودآگاه انسان به ياد نظاميه هاى خواجه نظام الملك، وزير با تدبير سلجوقيان، مى افتد كه نخستين واحدهاى دانشگاهى در جهان اسلام بودند.

اگرچه دارالفنون در ربيع الاول ۱۲۶۸ افتتاح شد ولى عمليات ساختمانى آن در ربيع الثانى۱۲۶۹ به پايان رسيد. ساختمان مدرسه پنجاه اتاق مربعى چهار در چهار ذرعى داشت كه در چهارطرف حياط قرار گرفته بودند. وضعيت ظاهرى همه اين اتاقها «منقش و مذهب» توصيف شده كه مشخص است همه آنها داراى تزيينات چشم نواز نقاشى و گچبرى رنگى بوده اند. جلو اتاقها ايوان و سايبان ساخته بودند. در وسط حياط مدرسه حوض بزرگى قرار داشت كه در اطراف آن باغچه هايى براى كاشت درخت و ايجاد فضاى سبز و گلكارى ايجاد شده بود. حد فاصل باغچه ها را خيابان كشى و با آجرهاى بزرگ معروف به قزاقى فرش كرده بودند. در ضلع شرقى و در پشت كلاسها چندين مغازه ساخته بودند كه وزارت علوم و معارف در بالاخانه آنها مستقر بود. در ضلع شمالى و پشت ساختمان مخابرات امروزى محوطه اى وسيع با چند اتاق كوچك و بزرگ قرار داشت كه مخصوص دانشجويان شعبه نظامى و بعد از آنها موزيك بود. دارالفنون مجهز به آزمايشگاه فيزيك و شيمى و داروسازى، چاپخانه، كتابخانه، سفره خانه يا غذاخورى بود. در يكى از اتاقهاى آن دواسكلت براى آموزش دانشجويان پزشكى نگهدارى مى شد.

در نيمه اول سال۱۳۰۴ قمرى نيرالملوك وزير علوم با همكارى امين السلطان وزير ماليه با خريد و تخريب خانه هاى ساكنان ضلع جنوبى مدرسه، تالار بزرگ نمايش را ساخت تا ناصرالدين شاه، كه در سفر فرنگ با تئاتر آشنا شده بود،در آن به تماشاى تئاتر بپردازد. دراصلى مدرسه ابتدا به خيابان باب همايون باز مى شد كه بنا به مصالحى آن را بستند و در ورودى را به خيابان ناصريه يا ناصر خسرو فعلى باز كردند.

هشت سال پس از افتتاح دارالفنون به علت ورود تعدادى از فارغ التحصيلان آن به تشكيلات فراماسونرى يا فراموشخانه ميرزا ملكم خان، بى مهرى و كم توجهى ناصرالدين شاه به اين مدرسه آغاز شد.

 

وضعيت فعلى دارالفنون

ساختمان دارالفنون زمان اميركبير هشتاد سال پا برجا ماند و با وجودى كه همچنان قابل استفاده بود، در سال۱۳۰۸ خورشيدى برابر با ۱۳۴۸ قمرى تخريب شد. در اين سال ميرزا يحيى خان اعتمادالدوله قراگزلو وزير معارف وقت ساختمان اوليه را در هم كوبيد و با نقشه و نظارت ماركف، مهندس روسى، ساختمان فعلى رابه جاى آن ساخت. على اصغر حكمت وزير فرهنگ وقت نيز در سال۱۳۱۳ در شمال وجنوب عمارتى را بر آن افزود.

وضعيت كنونى ساختمان دارالفنون بدين شرح است: در ورودى بنا در شمال شرقى مدرسه و رو به خيابان ناصر خسرو باز مى شود. اين دروازه به شيوه معمارى سنتى داراى طاق زنجيره اى بلندى است. در دوسوى درگاه دوستون استوانه اى نقره اى رنگ طاق اين دروازه رانگه داشته است. درست بالاى در دولنگه اى چوبى وقهوه اى رنگ مدرسه واژه دارالفنون و سال تأسيس آن ۱۲۶۸ قمرى را بر كاشى نوشته اند. اين در كه در يكى از چهار كنج مدرسه قرار دارد به فضايى هشتى مانند باز مى شود كه از سوى ديگر به فضاى حياط راه دارد. ساختمان دو طبقه مدرسه درزمينى مستطيلى بنا شده است . در رأس هر چهار ضلع چهار پلكان مارپيچى طبقه پايين مدرسه را به طبقه بالا متصل مى كند. درحاشيه بيروين پله ها نرده آهنى تو پرى نصب شده است كه مانع از سقوط افراد مى شود.

ساختمان كنونى سى و دو كلاس درس دارد: دوازده كلاس دردوطبقه ضلع شرقى و به همان اندازه در ضلع غربى و هشت كلاس در دو طبقه ضلع شمالى. سالنهاى نمايش و غذاخورى نيز در ضلع جنوبى ساخته شده اند. نگارنده گمان دارد كه اين دو سالن بايد از همان بناهاى اوليه دارالفنون باشد وماركف ساختمان كلاسها را تخريب وبازسازى كرده است.

در بناى اميركبيرى دارالفنون در جلو اتاقها ايوانى سراسرى قرار داشت كه راهروى دستيابى به كلاسها به حساب مى آمد.در ساختمان كنونى بعد از صعود از پله ها راهرويى سراسرى سه ضلع شرقى وشمالى و غربى را به همديگر متصل مى كند. اين راهرو برعكس نقشه اوليه دارالفنون در پشت كلاسها است. كه در ورودى كلاسها به آن باز مى شود. هر كلاس سه پنجره دارد كه رو به فضاى سبز و خرم حياط باز مى شود و نور مورد نياز فضاى كلاس را به خوبى تأمين مى كند. در تمام كلاسها تابلوهاى گچى ثابت بر ديوار ساخته اند كه سطح آنها را رنگ كرده اند. در جنوب ضلع غربى و در طرف مقابل كلاسها فضايى به طول ۲۹ و عرض ۳/۵ متر قرار دارد كه با ديوار پيش ساخته آن را به دو قسمت تقسيم كرده اند. مصالح كل ساختمان مدرسه آجر خشتى سه سانتيمترى و ساروج و سقف كل اتاقها تخته كوبى گچ اندود شده بر زير داربستهاى نگهدارى كننده شيروانى است كه پوشش بيرونى سقف را تشكيل مى دهد.

سالن نمايش بزرگترين فضاى سرپوشيده در مجموعه فضاهاى دارالفنون است. ابعاد اين سالن حدود بيست و هفت در سيزده متر است. سالن غذاخورى نيز دومين فضاى سرپوشيده و بزرگ اين مجموعه است كه طول وعرض آن حدود نوزده در سيزده متر است. اين دو سالن كل ضلع جنوبى مدرسه را تشكيل مى دهند. سقف اين دو فضاى بزرگ را با الوارهاى قطور چوبى و بستهاى آهنى و پيچ مهره اى ، كه اين الوارها را به هم وصل كرده است، پوشيده اند. چنين ابتكارى موجب برافراشتن دو سقف تقريباً سيصد و پنجاه و دويست و پنجاه مترى بدون ستون شده است.

نماى بيرونى دارالفنون از داخل حياط آجرى ساده با تزيينات مقرنسى در بالاى ديوارها است. علاوه بر اين تزيين مختصر آجرى، در قابهاى كاشى فيروزه اى، كه در قسمت زير مقرنس كاريهاتعبيه شده اند، شعرها و جمله هاى حكمت آميزى از گويندگان ايرانى را با رنگ سفيد نوشته اند كه علاوه بر زيبايى ظاهرى، بر زيباييهاى معنوى بنا افزوده اند. در وسط دو ضلع شمالى وجنوبى مدرسه، دو درگاه قرينه اى وجود دارد كه درگاه شمالى راه دسترسى فضاى مدرسه به زمين پشت ساختمان مخابرات و درگاه جنوبى راه دسترسى به دو سالن نمايش و غذاخورى است.

در زير طاق اين دو درگاه تزيينات كاشيكارى مختصرى ديده مى شود. بالاى درگاه شمالى اتاق شاه نشين قرار گرفته است كه پنجره آن در قسمت بالايى درگاه رو به فضاى سبز و دل انگيز حياط باز مى شود. قابهاى كاشى بالاى اين دو درگاه بزرگترين قابهاى كاشى كارى در تمام صحن ساختمان است كه بر آنها دو آيه از آيه هاى حكيمانه قرآن را نوشته اند. بر قاب بالاى درگاه شمالى بخشى از آيه نهم سوره زمر را نوشته اند كه مى فرمايد: « آيا آنان كه مى دانند با آنها كه نمى دانند مساويند؟» يا به عبارتى آيا بين دانشمند و نادان تفاوتى نبايد باشد؟ بر قاب بالاى درگاه جنوبى نيز بخشى از آيه دويست و شصت و نهم سوره بقره را نوشته اند كه مى فرمايد: «و هر كسى را كه خدا دانش و حكمت دهد، به او خير فراوان رسيده است».

در ابتدا و انتهاى هر دو ضلع شرقى و غربى چهار بيت از شعرهاى حكيمانه فردوسى بر كاشى نقش بسته است. بقيه نوشته ها يامصراعى از يك بيت شعر و يا جمله اى حكيمانه است. در وسط حياط حوضى سنگى است كه به نظر مى رسد حوض بزرگ اوليه نباشد بلكه آن را در ساخت وساز دوم مدرسه در سال ۱۳۰۸ كوچك كرده اند. به جز راهرو دور تا دور مدرسه فضاى وسط را به هشت مثلث تقسيم كرده اند كه حاصل اتصال قطرهاى ميانى و جانبى مستطيل وسط حياط است.در حد فاصل اين هشت مثلث راهروهاى آجرى در نظر گرفته اند كه همه آنها به نقطه مركزى حياط يعنى حوض آب منتهى مى شود. درختان بلندقامت اين باغچه ها همچنان با طراوت و شادابند و با توجه به قدمت بعضى از آنها ، به نظر مى رسد كه از جمله درختان اوليه اى باشند كه بعد از ساخت دارالفنون كاشته اند.

آنچه در دارالفنون ديده مى شود سادگى با معنا و بى پيرايگى سازگار با خلق وخوى بنيانگذار اوليه آن، اميركبير است. سادگى اى كه هر دانشجو ودانش پژوهى را به انديشه وا مى دارد. به عبارتى دارالفنون نه فقط خانه فنها و تخصصها كه دارالفكر و خانه انديشه و انديشيدن است.

دارالفنون نه يك مدرسه معمولى كه يك دانشگاه و اولين دانشگاه ايران به شيوه نوين است.اين دانشگاه حاصل تراوش مغزى دلسوز و آزاده و ابر مردى از مردان اين مرز و بوم است. با اين حساب تاريخ ايجاد دانشگاه نوين در كشور به سال ۱۳۱۳ خورشيدى وتأسيس دانشگاه تهران باز نمى گردد، بلكه اين سال را بايد به عقب برد و به سال ۱۲۳۰ خورشيدى و سال تأسيس دارالفنون رساند. گرچه اين سال مايه مباهات هر ايرانى فرهيخته و مسلمانى است ولى اين سال خاطره تلخ شهادت اميركبير را در ذهن ايرانيان تداعى ومذاقشان راتلخ مى نمايد.

 

طرح مفهومی ابتکار جدید گوگل


گوگل در جدیدترین ابتکار خود دستگاه قابل حملی را طراحی کرده است که ویژگی های صفحه نمایش لمسی، دوربین، اسکنر، Wi-Fi و Google Maps را داراست.

به گزارش گروه ترجمه آژانس خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات (ایستنا) تاکنون نمونه مشابه این دستگاه طراحی نشده است و تصاویر منتشر شده از آن طراحی مفهومی از دستگاهی را نشان می دهد که احتمالا در آینده ساخته خواهد شد.
 کاربران این دستگاه قادر خواهند بود با مشاهده یک ساختمان از طریق آن اطلاعات در مورد آن ساختمان را بدست آورند.
با انتخاب یک ساختمان و لمس طبقه ای از ساختمان برروی تصویر نمایش داده شده از آن ساختمان برروی صفحه نمایش دستگاه کاربران می توانند اطلاعات جزئی تری در مورد آن را بدست آورند. دانستن مدل ماشین، نام حشرات، نوع غذایی که در یک رستوران سرو می شود و اطلاعاتی مانند آن از طریق این دستگاه امکان پذیر خواهد بود.

با استفاده از قابلیت اسکنر این دستگاه کاربر می تواند معنای لغات را در روزنامه، کتاب و مجلات جستجو کند. با این قابلیت خواندن کتاب در حالی که امکان دسترسی به انواع دیکشنری، فرهنگ نامه ها، ویکی پدیا و یا هر سایت از طریق وب وجود دارد، آسانتر خواهد بود.
ویژگی راهنمای داخلی این دستگاه در ساختمان ها، فرودگاه ها، ایستگاه ها و بیمارستان ها کمک کننده خواهد بود.
جستجوی کلمات کلیدی ویژگی دیگر این دستگاه است که با کمک آن کاربر می تواند یک کلمه را در میان متن های روزنامه و کتاب بیابد.
کسانی که نسبت به غذایی که می خورند وسواس دارند نیز می توانند با این دستگاه در مورد مواد غذایی اطلاعات بدست آورند.

منبع:قطره

ضدماده ها

فيزيكدانان در هر گوشه اي از دنيا، از ماشين هايي با تكنولوژي پيشرفته جهت توليد ذراتي كه ضدماده ناميده مي شوند، استفاده مي كنند. فيزيكدانان بر اين باور هستند كه ضدماده در واقع تصوير آينه اي ماده است و تمام دنياي امروز ما فقط از ذرات مادي تشكيل شده است. همانگونه كه شما و تصويرتان در آينه كاملا يكسان هستيد فقط با اين تفاوت كه جاي چپ و راست عوض شده اند، يك ذره و پادذره اش هم يكسان هستند به استثناي اينكه بار الكتريكي مخالف هم دارند. 

اين تحقيق، به احتمال زياد هيچ چيز موجود را تغيير نخواهد داد و مسلما هيچ شباهتي با كرمچاله

(Wormhole

 ندارد. كرمچاله مي تواند اين امكان را براي شما فراهم كند كه در يك لحظه از يك قسمت جهان به قسمت ديگر منتقل شويد. با اين حال اين تحقيق مي تواند به دانشمندان كمك كند تا منشأ و تركيب جهان را بشناسند. البته ذرات ضدماده كاربرد علمي هم پيدا كرده اند به عنوان مثال در تجهيزات پزشكي كه براي تصويربرداري از مغز جهت نشان دادن فعاليت ذهني به كار مي رود، ضدذرات نقش مهمي دارند. تا به حال عده كمي از مردم كه اغلب آنها را هم فيزيكدانان تشكيل مي دهند، توانسته اند ضدماده را مشاهده كنند. 

ما بيشتر با ماده آشنا تر هستيم. آب، هوا، تلويزيون، هر آنچه كه مي بينيم، لمس مي كنيم، مي خوريم، مي نوشيم و هوايي كه تنفس مي كنيم، همه از ذرات كوچكي كه اتم ناميده مي شوند، ساخته شده اند. خود اتم ها هم از ذرات به مراتب كوچكتري به نام الكترون، پروتون و نوترون تشكيل شده اند. الكترون ها بار الكتريكي منفي و پروتون ها بار الكتريكي مثبت دارند و نوترون ها هيچ بار الكتريكي ندارند. يك اتم معمولي از تعداد مساوي الكترون و پروتون تشكيل شده است اما تعداد نوترون ها لزوما با آنها برابر نيست. تعداد پروتون هاي يك اتم مشخص مي كند، كه نوع اتم چيست به عنوان مثال اتم هيدروژن يك پروتون و يك الكترون دارد و نوترون ندارد. 

هر نوع از ذره يك پادذره هم دارد. آنتي پروتون درست مانند يك پروتون است با اين تفاوت كه بار الكتريكي منفي دارد. يك پوزيترون آنتي الكترون از همه لحاظ مانند الكترون است به استثناي اينكه بار الكتريكي مثبت دارد. هر گاه كه پروتون و آنتي پروتون به هم برسند يا هنگامي كه الكترون و پوزيترون با هم برخورد كنند، همديگر را نابود مي كنند و اين نابودي منجر به توليد انرژي مي شود. 

رالف لاندائو فيزيكدان در سرن سوئيس مي گويد: هنگامي كه درباره ضدماده با همكارانم صحبت مي كنم آنها خيلي در اين باره هيجان زده نمي شوند و معمولا مي پرسند كه ضدذره جديد كدام است و چگونه رفتار مي كند. اما هنگامي كه با افرادي غير از فيزيكدانان صحبت مي كنم آنها با چشماني خيره از تعجب نگاه مي كنند و انگار با مسائلي كاملا غير عادي مواجه شده اند. در آزمايشگاه سرن، لاندائو عضو گروهي است كه 

ATHENA

 ناميده مي شود. اين گروه فيزيكدانان براي اولين بار موفق شدند پوزيترون و آنتي پروتون را به هم اتصال دهند. نتيجه اين اتصال توليد اتم آنتي هيدروژن بود كه همانا ساده ترين آنتي اتم است. اصول نظري ساخت ضد ماده بسيار ساده است اما در عمل تجهيزات لازم، بسيار پيشرفته و البته گران هستند. دانشمندان در سرن از يك نوع ماشين مخصوص، براي توليد ضد ماده استفاده مي كنند. معمولا هنگامي كه اين پاد ذره ها ايجاد مي شوند، انرژي زيادي دارند. 

به همين خاطر در داخل ماشين، آنها را در تونل هايي دايره اي به حركت درمي آورند. در بدو حركت اين پادذره ها در هر ثانيه يك ميليون دور در تونل حركت مي كنند اما با كمك ميدان هاي الكتريكي و مغناطيسي سرعت آنها را كاهش مي دهند و هنگامي كه ضد ذره ها از حركت باز ايستادند آنها را حفظ مي كنند تا با ضدذره هاي ديگر تركيب كنند و آنتي اتم به دست آورند. تا به حال آنتي هيدروژن اولين آنتي اتمي است كه توسط انسان خلق شده است. تكه هاي ضد ماده ساخته شده توسط انسان مي تواند پنجره اي رو به سوي لحظه هاي آغازين زمان باشد. لاندائو مي گويد: يكي از بزرگ ترين اسرار جهان اين است كه هنوز مكاني كه شامل ضد ماده باشد پيدا نشده است البته شايد شما هرگز درباره اين موضوع شبي را با بي خوابي سپري نكرده باشيد اما فيزيكدانان با اين قضيه درگير هستند. يك دليل را براي لزوم انديشيدن درباره ضد ماده بيان مي كنيم. 

بسياري از فيزيكدانان بر اين باور هستند كه اگر جهان از انفجار بزرگ كه

Big Bang 

ناميده مي شود، به وجود آمده است بايد مقدار ماده و ضد ماده در جهان به يك اندازه توليد شده باشد. اما مي دانيم كه هر گاه ماده و ضد ماده با هم برخورد كنند همديگر را خنثي مي كنند و هر دو نابود مي شوند. بنابراين مي بايست طي اولين چند ميلي ثانيه عمر جهان، پس از انفجار بزرگ اين دو نوع ذره به هم مي رسيدند و همديگر را نابود مي كردند. اما چنين نشده است شايد به اين خاطر كه در آغاز پيدايش جهان مقدار ماده اندكي بيشتر از ضدماده بوده است. لذا موقع برخورد اين دو نوع ذره، تمام ضدماده نابود شده است و ماده باقي مانده، تمام جهان امروز را تشكيل داده است. 

دانشمندان مي خواهند دريابند كه چه چيز باعث عدم تعادل ماده و ضدماده در ابتداي پيدايش جهان شده است. براي اين منظور آنها آنتي اتم ها را مورد بررسي قرار مي دهند و با اتم ها مقايسه مي كنند و در جست وجوي تفاوتي ولو كوچك ميان آنها هستند. اين سئوالات بسيار مهم هستند زيرا اگر هيچ عدم تعادلي ميان ماده و ضدماده نبود، ما در حال حاضر وجود نداشتيم. روند پروژه كند است البته به خاطر نارسايي تكنولوژي موجود. محققان 

ATHENA

 مي توانند در هر ثانيه 100 اتم آنتي هيدروژن بسازند. با اين سرعت، ساخت يك گرم آنتي هيدروژن چندين ميليارد سال به طول مي انجامد و اين زمان بيشتر از عمر جهان است. از طرفي ديگر ذخيره ضدماده نيز بسيار دشوار است زيرا به محض آنكه ضدماده با ماده تماس پيدا كند نابود مي شود. 

محققان در اين انديشه هستند كه چگونه آنتي اتم هاي بيشتري بسازند، آنها را به دام بيندازند و براي مدت طولاني نگه دارند. البته اين احتمال هم وجود دارد كه مقادير بزرگي از ضدماده در مكان هايي دور دست در فضاي بيرون به شكل ضدستاره يا ضدكهكشان وجود داشته باشد. اما كاوش هاي طولاني هنوز چيزي را نشان نداده است. اما لاندائو هنوز اميد خود را در اين باره از دست نداده است. اين امكان هم وجود دارد كه جهان هاي ديگري وجود داشته باشند كه ما قادر به ديدن آنها نباشيم و در آنجا برتري با ضدماده باشد. اما اينكه چرا حداقل يك مورد شبيه آن جهان در اين بخش از جهان ما وجود ندارد هنوز يك راز است. 
 

درس هايی برای معلمان فيزيک بر پايه ی خرد اينشتين !

 سرنوشت ، تاوان تنفرم از قدرت را با قدرتمند ساختن من رقم زد. آلبرت اينشتين

خوانندگان مجله ی آموزش فیزیک می دانند سال 2005 صد مین سال انتشار پنج  مقاله ای است که باعث شهرت علمی اينشتین شد . هر چند تخصص اينشتين در فیزیک بود ونه در آموزش ، با این حال او می توانست در موضوع ها ی گسترده تری چون سرشت علوم و بهبود تفکر علمی اظهار نظر کند . برای گرامی داشت سال اينشتين خوا هیم دید چگونه برخی از نظر های او را يک مد رس فیزیک می تواند  به عنوان یک مرجع آموزش تفسیر کند . نقل قول هایی از اينشتين را از یک فرهنگ نقل قول های علمی ذکر می کنیم [2].

"عقل سلیم چیزی بیش از پیش داوری ها یی  نیست که قبل از 18 سالگی در ذهن ما شکل می گیرد ."

در این جا اينشتین متذکر می شود که حرفه ی معلم فیزیک از آن رو دشوار است که دانش آموزان با گستره ای از ایده ها و پيش داوری ها درباره ی جهان پا به کلاس می گذارند . به نظر می رسد که بیشتر این ایده ها در شرایط  زندگی روزمره به کار می روند . با وجود این اغلب آن ها با مدل ها ی جهان که در فیزیک مورد ا ستفاده قرار می گیرند، نا ساز گارند.متاسفانه ، این ايده ها و برداشت های قبلی در تفکر دانش آموز تا ثیر قابل ملاحظه ای دارد. معلم فیزیک باید به سختی بکوشد تا بر پیش داوری های دانش آمو زان غلبه کند و آن ها را به ارزش  روش علمی در مشاهده ی پدیده ها متقا عد سازد . 

"تاریخ اکتشاف علمی و فنی به ما می آموزد  که نوع بشر در تفکر مستقل و قد رت تخیل سازنده فقیر است .حتی وقتی شرایط خارجی و علمی  برای شکل گیری یک ایده وجود داشته باشد معمولا یک محرک و مشوق بیرونی لا زم است تا عملا ان را عملی سازد به عبا رت دیگر  بشر قبل از ظهور ایده ای جدید بايد بارها اشتباه کند وسکندری برود ."

 

به علت تصورهای مربوط  به عقل سلیم که دانش آموزان با خود به کلاس می آورند رهیافت های علمی پذ یر فته شده ی معروف به آموزش اکتشافی ، به ندرت در فرا گیری مدل های پذ یر فته شده علمی درباره ی جهان کارساز است . بعید به نظر می رسد که بتوان با قرار دادن پدیده هایی که بصیرت انتقادی را در دانشمندانی چون ارشمیدس ، نیوتون و مايسنر به وجود آورد ، دانش آموزان را به بازتولید اکتشاف دانشمندان بزرگ گذشته رهنمون شد. در عوض معلم باید به دقت چارچوبی را برای یادگیری فراهم کند تا دانش آموزان برای رسیدن به نتیجه گیری درست لنگان لنگان به پیش بروند!

 

"پیش از یافتن قالب ها در اشیاء ذهن بشر باید آن ها را به طور مستقل در ذهن خود بسازد."

 

اینشتین طرفدار چیزی است که به ساختارگرایی در آموزش علوم معروف است . اینشتین اذغان دارد که دانش چیزی است که در ذهن بشر ساخته می شود. وقتی شخصی چیزی را فرا می گیرد فرایند تشکیل گام به گام چاچوب معلومات درباره ی یک موضوع ذره ذره در ذهن او شکل می گیرد. هر شناخت جدید باید به دقت بر روی شالوده های چارچوب های مفهومی موجود بنا شود.

 

" تنها توجیه درستی مفهوم های ما آن است که به ما کمک می کنند تا مجموعه ای از تجربه های خود را بیان کنیم ، فراتر از این آن ها مشروعیتی ندارند."

 

با این همه ، اینشتین متذکر می شود که او یک ساختار گرای رادیکال نیست که هر مفهوم مطرح شده را به یک میزان درخور مطرح کردن در فیزیک بداند . مانند بیشتر معلمان فیزیک ، اینشتین معتقد است ارزش چارچوب های مفهومی به ارزش آن ها در بیان ، پیش بینی و کنترل جهان فیزیکی بستگی دارد .

 

 " ایده هایی که این روزها جوانان دارند شگفت انگیز است . اما من یک کلمه از آن ها را هم باور ندارم."

 

اینشتین اذغان می کند که پژوهش در آموزش فیزیک نشان داده است که راه های متنوع و شگفت آوری وجود دارد که دانش آموزان مختلف می توانند نیروها ، نور ، مدارهای الکتریکی و غیره را مجسم کنند. با این همه ، بسیاری از این ایده ها با شواهد تجربی زیربنای مدل های علمی جهان که در برنامه ی درسی فیزیک مدارس ارائه می شود ناسازگارند.

 

  "تخیل بسیار مهم تر از شناخت است."

 

از سر دلسوزی و به خاطر تشویق آموزش فیزیک ، اینشتین نمی خواهد از دانش آموزانی که با برداشت های دیگر وارد کلاس فیزیک می شوند انتقاد کند. اینشتین به تخیل در فیزیک اهمیت زیادی می دهد. بچه هایی که گستره ی وسیعی از ایده ها را درباره ی موضوع های علمی به نمایش می گذارند در نهایت در یادگیری الگوهای برنامه ی درسی علمی نسبت به دانش آموزان با تخیل ضعیف تر موفق تر هستند.( به نظر می رسد که اينشتين با يافته های اولت و همکاران [۱] آشنا باشد .)

 

"اجزای تفکر علامت ها و تصاویر کم و بیش روشنی هستند که به دلخواه تولید و باز ترکیب می شوند .اجزایی که در مورد من ، برخی عینی و برخی دیگر ذهنی اند. واژه های متداول و نشانه های دیگر را باید با جدیت جستجو کرد."

 

اینشتین مدعی است که سرشت تفکر خلاق او به ندرت به بیان در می آید. او در جایی دیگر [3] اظهار می کند "که به طور کلی به ندرت به واژه ها فکر می کنم." به نظر می رسد اینشتین علاقه مند است به معلمان فیزیک یادآوری کند که دانش آموزان دارای شخصیت مستقل و دارای شیوه و طرز تفکر و یادگیری مربوط به خود هستند. برای یک معلم فیزیک سودمند نیست که فرض کند دانش آموزان مانند او فکر می کنند. معلمی که فکر می کند دانش آموزانی که به اصطلاح از راه عمل یاد می گیرند توانایی عقلانی کمتری نسبت به دانش آموزانی دارند که از راه گوش یا چشم فرا می گیرند باید به گفته ی اینشتین توجه کنند که او برای بسط و گسترش ایده هایش از یادگیری عملی استفاده کرده است.

 

" خداوند نگران مشکلات ریاضی ما نیست . او به لحاظ تجربی نظم می بخشد."

 

به رغم پذیرش توانمندی سرشت سازنده شیوه های مختلف تفکر، اینشتین متذکر می شود که اغلب فیزیک به طور موثر به صورت ریاضی مدل سازی می شود. او  به دانشجویانی که در آینده می خواهند به تحصیلات تکمیلی دوره های درسی فیزیک بپردازند ، هشدار می دهد که موفقیت آن ها به احتمال زیاد به توانایی و مهارت در ریاضی بستگی دارد.

 

 " معبد علم ساختمانی چند وجهی است ."

 

اینشتین ، که از شیطنت مبری نیست ، یادآور می شود که گرچه فیزیک بخشی از علوم گسترده تر طبیعی است ، ولی ویژگی هایی را دارد که آن را از رشته های علمی دیگر متمایز می سازد . شاید او نگران آن است که چون فیزیک دیگر بخش مجزایی از برنامه ی درسی ملی کشورهای انگلیسی زبان نیست ، به بسیاری از دانش آموزان درس علوم به صورت کمی ارائه شود . اینشتین گوشزد می کند که تجربه ی دانش آموزان از علوم باید به گونه ای متبلور شود که جنبه های مختلف علم را به نمایش بگذارد ، نه این که به صورت توده ای بی شکل در آید. شاید او به به ما یادآوری می کند که آموزگار علوم مکان مهمی در این معبد دارد

 

 

منبع: رشد فیزیک

جهان های موازی

آیا نسخه دومی از شما ، یک رونوشت از خود شما وجوددارد که همین الان مشغول خواندن این مقاله باشد؟

آیا شخصی دیگر با اینکه شما نیست، روی سیاره ای به نام زمین با کوه های مه گرفته ، مزارع حاصل خیز و شهرهای بی در و پیکر در منظومه خورشیدی که هشت سیاره دیگر نیز دارد، زندگی می کند؟

آیا زندگی این شخص از هر لحاظ درست عین زندگی شما بوده است؟

اگر جوابتان مثبت است ، شاید در این لحظه او تصمیم بگیرد این مقاله را تا همین جا رها کند در حالی که شما به خواندن مقاله تا انتها ادامه خواهید داد

 

نظریه جهان های موازی

اندیشه وجود یک خود دیگر نظیر آنچه که در بالا شرح آن رفت عجیب و غیر معقول به نظر می رسد، اما آنگونه که از قرائن بر می آید انگار مجبوریم آن را بپذیریم. زیرا مشاهدات نجومی از این اندیشه غیر مادی پشتیبانی می کنند. بنابر این پیش بینی ساده ترین و پر طرافدار ترین الگوی کیهان شناسی که امروزه وجود دارد، این است که هر یک از ما یک جفت (همزاد) داریم که درکهکشانی که حدود 10280 متر دورتر از زمین قراردارد، زندگی می کنند

این مسافت آنچنان زیاد است که بطور کامل خارج از هر گونه امکان بررسی های نجومی است اما این امر واقعیت وجود نسخه دوم ما را کمرنگ نمی کند. این مسافت بر اساس نظریه احتمالات مقدماتی برآورده شده و حتی فرضیات خیالپردازانه فیزیک نوین را نیز در بر نگرفته است

 

فضای بیکران

اینکه فضا بیکران است و تقریبا بطور یکنواخت از ماده انباشته شده است، چیزی که مشاهدات هم آن را تأیید می کنند. در فضای بی کران حتی غیر محتمل ترین رویدادها نیز بالاخره در جایی ، اتفاق خواهند افتاد.

در این فضا ، بینهایت سیاره مسکونی دیگر وجود دارد، که نه تنها یکی بلکه تعداد بیشماری از آنها مردمانی دارند که شکل ظاهری ، نام و خاطرات آنها دقیقا همان هاست که ما داریم. به ساکنانی که تمامی حالت های ممکن ار گزینه های موجود در زندگی ما را تجربه می کنند. من و شما احتمالا هرگز "خود" های دیگران را نخواهیم دید

 

وسعت عالم

دورترین فاصله ای که ما قادر به دیدن آن هستیم، مسافتی است که نور در مدت 14 میلیارد سال که از انفجار بزرگ و آغاز انبساط عالم سپری شده است، طی می کند. دورترین اجرام مرئیهم اکنون حدود 4x1026 متر دور تر از زمین قرار دارند. این فاصله که عالم قابل مشاهده توسط ما را تعریف می کند.

به طور مشابه ، عالم های خود های دیگر ما کراتی هستند به همین اندازه ، که مرکزشان روی سیاره محل سکونت آنهاست. چنین ترکیبی ساده ترین و سر راست ترین نمونه از جهان های موازی است. هر جهان تنها بخشی کوچک از "جهان چند گانه" بزرگتر است.

 

جدال فیزیک و متا فیزیک

با این تعریف از جهان ممکن است شما تصور کنید که مفهوم جهان چند گانه تا ابد در محدوده قلمرو متا فیزیک باقی خواهد ماند. اما باید توجه داشت که مرز میان فیزیک و متا فیزیک را این مسأله که یک نظریه از لحاظ تجربه قابل آزمون است، یا خیر تعیین می کند نه این موضوع که فلان نظریه شامل اندیشه های غریب و ماهیت های غیر قابل مشاهده است

مرز های فیزیک به تدریج با گذر زمان فراتر رفته و اکنون مفاهیمی است بسیار انتزاعی تر نظیر زمین کروی ، میدان الکترو مغناطیسی نامرئی ، کند شدن گذر زمان در شرعتهای بالا ، برهم نهی کوانتومی ، فضای خمیده و سیاهچاله ها را در بر گرفته است. طی چند سال گذشته مفهوم جهان چند گانه نیز به این فهرست اضافه شده است

پایه این اندیشه بر نظریاتی است که امتحان خو را به خوبی پس داده اند. نظریاتی همچون نسبیت و نظریه مکانیک کوانتومی ، افزون بر آن به دو قاعده اساسی علوم تجربی نیز وفادار است. که پیش بینی می کنند و می توانند آن را دستکاری نمایند

 

انواع جهان های موازی

دانشمندان تاکنون چهار نوع جهان موازی متفاوت را تشریح کرده اند. هم اکنون پرسش کلیدی وجود یا عدم جهان چند گانه نیست ، بلکه سوال بر سر تعداد سطوحی است که چنین جهان می توان داشته باشد

یکی از نتایج متعدد مشاهدات کیهان شناسی اخیر این بوده است که جهان های موازی دیگر مفهومی خیالپردازانه و انتزاعی صرف نیست. به نظر می رسد که اندازه فضا بینهایت است. اگر این گونه باشد، بالاخره در جایی از این فضا هر چیزی که امکان پذیر باشد واقعیت خواهد یافت. اصلاً مهم نیست که امکان پذیری آن تا چه حد نامتحمل است

فراسوی محدوده دید تلسکوپ های ما ، نواحی دیگری از فضا کاملا شبیه آنچه که پیرامون ماست وجود دارند آن نواحی یکی از انواع جهان های موازی هستند. دانشمندان حتی می توانند محاسبه کنند که این جهان ها بطور متوسط چقدر با ما فاصله دارند و مهم تر از همه اینکه تمامی اینها فیزیک حقیقی و واقعی است

زمانی که کیهان شناسان با نظریاتی روبرو می شوند که از استحکام لازم برخوردار نیستند، نتیجه می گیرند که جهان های دیگر می توانند ویژگیها و قوانین فیزیکی کاملا متفاوتی داشته باشند. وجود این جهان ها بسیاری از جنبه های پرسش بنیادی در خصوص ماهیت زمان و قابل درک بودن جهان فیزیکی را پاسخ داد

 منبع: بیکران علم


اینیشتین!

بله همه ی ما می دانیم که انيشتين این فرمول (e=mc2) را کشف کرد. اما واقعیت آن است که چیزهای کمی در مورد زندگی خصوصی اش می دانیم. خودتان را با مرور این هشت مورد شگفت زده کنید!

1- او با سر بزرگ متولد شد
وقتی انيشتين به دنیا آمد خیلی چاق بود و سرش خیلی بزرگ تا آن جایی که مادر وی تصور می کرد فرزندش ناقص است اما بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه های طبیعی بازگشت.

2- حافظه اش به خوبی آنچه تصور می شود نبود
مطمئنا انيشتين توانسته کتاب های مملو از فرمول و قوانین را حفظ کند اما برای به یاد آوری چیزهای معمولی واقعا حافظه ی ضعیفی داشته است. او یکی از بدترین اشخاص در به یاد آوردن سالروز تولد عزیزان بود و عذر و بهانه اش برای این فراموش کاری مختص دانستن تاریخ تولد برای بچه های کوچک بود.

3- او از داستان های علمی، تخیلی متنفر بود
انيشتين از داستان های تخیلی بیزار بود زیرا احساس می کرد آنها باعث تغییر درک عامه مردم از علم می شوند و در عوض به آنها توهم باطلی از چیزهایی که حقیقتا نمی توانند اتفاق بیفتند میدهد. او می گفت: (من هرگز در مورد آینده فکر نمی کنم زیرا به زودی می آید.)

4- او در آزمون ورودی دانشگاه رد شد
در سال 1895 در سن 17 سالگی انيشتين که قطعا یکی از بزرگترین نوابغی است که تاکنون متولد شده در آزمون ورودی دانشگاه فدرال پلی تکنیک سوئیس رد شد. در واقع او بخش علوم و ریاضیات را پشت سرگذاشت اما در بخش های باقی مانده مثل تاریخ و جغرافی رد شد. وقتی بعد ها از او در این رابطه سوال شد گفت:(آنها بی نهایت کسل کننده بودند و او تمایلی برای پاسخ دادن به این سوالات را در خود احساس نمی کرد.)
5- علاقه ای به پوشیدن جوراب نداشت
انيشتين در سنین جوانی یافته بود که شصت پا باعث ایجاد سوراخ در جوراب می شود. سپس تصمیم گرفت که دیگر جوراب به پا نکند و این عادت تا زمان مرگش ادامه داشت.

6- او فقط یک بار رانندگی کرد
انيشتين برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه از راننده مورد اطمینان خود کمک می گرفت. راننده وی نه تنها ماشین او را هدایت می کرد بلکه همیشه در طول سخنرانی ها در میان شنوندگان حضور داشت. یک روز انيشتين در حالی که در راه دانشگاه بود با صدای بلند در ماشین پرسید: چه کسی احساس خستگی می کند؟ راننده اش پیشنهاد داد که آنها جایشان را عوض کنند و او جای انيشتين سخنرانی کند چرا که انيشتين تنها در یک دانشگاه استاد بود و در دانشگاهی که سخنرانی داشت کسی او را نمی شناخت و طبعا نمی توانستند او را از راننده اصلی تشخیص دهند قبول کرد. اما کمی تردید در مورد اینکه اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از وی بپرسند او چه میکند در درونش داشت. به هر حال سخنرانی به نحوی عالی انجام شد ولی تصور انيشتين درست از آب درامد. دانشجویان در پایان سخنرانی شروع به مطرح کردن سوالات خود کردند. در این حین راننده باهوش گفت: سوالات به قدری ساده هستند که حتی راننده من نیز می تواند به آنها پاسخ دهد. سپس انيشتين از میان حضار برخواست و به راحتی به سوالات پاسخ داد به حدی که باعث شگفتی حضار شد.

7- الهام گر او یک قطب نما بود
انيشتين در دوران نوجوانی یک قطب نما به عنوان هدیه تولد از پدرش دریافت کرده بود. وقتی او طرز کار قطب نما را مشاهده می نمود سعی می کرد طرز کار آن را درک کند. او بعد از انجام این کار بسیار شگفت زده شد. بنابراین تصمیم گرفت علت نیروهای مختلف در طبیعت را درک کند.

8- راز نهفته در نبوغ او
بعد از مرگ انيشتين در سال 1995 مغر او توسط توماس تولتزهاروی برای تحقیقات برداشته شد. هاروی تکه هایی از مغز انيشتين را برای دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد از این مطالعات دریافت می شود که مغز انيشتين در مقایسه با میانگین متوسط انسان ها مقدار بسیار زیادی سلولهای گلیال که مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است. همچنین مغز وی مقدار کمی چین خوردگی حقیقی موسوم به شیار سیلیسیوس داشته که این مسئله امکان ارتباط آسانتر سلولهای عصبی را با یکدیگر فراهم می سازد. علاوه بر اینها مغز وی دارای تراکم و چگالی زیادی بوده و همین طور قطعه اهیانه پایینی توانایی همکاری بیشتری با بخش تجزیه و تحلیل ریاضیات را داشته است.

 نقل از گروه پرشین استار

اثر پروانه‌اي

اثر پروانه‌اي نام پديده‌اي است كه به دليل حساسيت سيستم‌هاي آشوب‌ناك به شرايط اوليه ايجاد مي‌شود. اين پديده به اين اشاره مي‌كند كه تغييري كوچك در يك سيستم آشوب‌ناك چون جو سياره‌ زمين (مثلاً بال‌زدن پروانه) مي‌تواند باعث تغييرات شديد (وقوع توفان در كشوري ديگر) در آينده شود

ايده‌ٔ اين‌كه پروانه‌اي مي‌تواند باعث تغييري آشوبي شود نخستين بار در ۱۹۵۲ در داستان كوتاهي به نام آواي تندر كار ري بردبري مطرح شد. عبارت �اثر پروانه اي� هم در ۱۹۶۱ در پي مقاله‌اي از ادوارد لورنتس به وجود آمد. وي در صد سي و نهمين اجلاس اي‌اي‌اي‌اس در سال ۱۹۷۲ مقاله‌اي با اين عنوان ارائه داد كه �آيا بال‌زدن پروانه‌اي در برزيل مي‌تواند باعث ايجاد تندباد در تگزاس شود؟�

لورنتس در پژوهش بر روي مدل رياضي بسيار ساده‌اي از آب و هواي جو زمين، به معادله‌ي ديفرانسيل غير قابل حل رسيد. وي براي حل اين معادله از روش‌هاي عددي به كمك رايانه بهره جست. او براي اين‌كه بتواند اين كار را در روزهاي متوالي انجام دهد، نتيجه آخرين خروجي يك روز را به عنوان شرايط اوليه روز بعد وارد مي‌كرد. لورنتس در نهايت مشاهده كرد كه نتيجه شبيه‌سازي‌هاي مختلف با شرايط اوليه يكسان با هم كاملاً متفاوت است. بررسي خروجي چاپ شده رايانه نشان داده كه رويال مك‌بي (Royal McBee)، رايانه‌اي كه لورنتس از آن استفاده مي كرد، خروجي را تا ۴ رقم اعشار گرد مي‌كند. از آنجايي كه محاسبات داخل اين رايانه با ۶ رقم اعشار صورت مي گرفت، از بين رفتن دو رقم آخر باعث چنين تاثيري شده بود. مقدار تغييرات در عمل گرد‌كردن نزديك به اثر بال‌زدن يك پروانه است. اين واقعيت غيرممكن بودن پيش‌بيني آب و هوا در دراز مدت را نشان مي دهد.

مشاهدات لورنتس باعث پررنگ شدن مبحث نظريه آشوب شد. عبارت عاميانه �اثر پروانه اي� در زبان تخصصي نظريه آشوب، �وابستگي حساس به شرايط اوليه� ترجمه مي شود. 
به غير از آب و هوا، در سيستمهاي پوياي ديگر نيز حساسيت به شرايط اوليه به چشم مي خورد. يك مثال ساده، توپي است كه در قله كوهي قرار گرفته. اين توپ با ضربه بسيار كمي، بسته به اينكه ضربه از چه جهتي زده شده باشد، مي تواند به هركدام از دره هاي اطراف سقوط كند

● تئوري 
اغلب سيستم ها در دنياي واقعي طي تكرار يك عمليات مشخص كار مي كنند. در مثال آب و هواي لورنتس فرايند گرم شدن سطح زمين از طرف خورشيد و سرد شدن جو از طريق تابش به فضاي بيرون، فرايندي است كه مدام تكرار مي شود. مي توان نشان داد كه در چنين سيستمي بازه اي از مقادير اوليه باعث ايجاد رفتار آشوبناك مي شود.

تعريف رياضي 
يك سيستم پويا بانقشه تكامل 
ft وابستگي حساس به شرايط اوليه دارد، اگر نقاط نزديك به هم با افزايش t از هم جدا شوند. اگر M فضاي حالت نقشه ft باشد، مي گوييم ft به شرايط اوليه وابستگي حساس نشان مي دهد وقتي كه حداقل يك &#۹۴۸;>۰ وجود داشته باشد بطوري كه به ازاي هر نقطه x∈M و هر همسايگي از N كه x را در بر داشته باشد، نقطه اي مانند y در همسايگي N موجود بوده و در زماني مانند &#۹۶۴; رابطه d (

 (f t(x) , f t(y >((d  

برقرار باشد.

در اين تعريف نيازي نيست كه همه نقاط موجود در يك همسايگي، از نقطه مبناي x جدا باشند. 
ادوارد نورتن لورنز هواشناس و رياضيدان موسسه تكنولوژي ماساچوست و تئوريسن تئوريهاي معروفي "بي نظمي" و "اثر پروانه اي" در سن ۹۰ سالگي در كمبريج ماساچوست در گذشت. وي در ۲۳ مي ۱۹۱۷ متولد و در ۱۶ آوريل ۲۰۰۸ دارفاني را وداع گفت.

اين دانشمند در تئوري "اثر پروانه اي" گفته است: "ضربه هاي بالهاي پروانه اي در برزيل مي توانند در تكزاس توفان به پا كنند."

در اين تئوري لورنز توضيح مي دهد كه تداوم تغييرات بي نهايت كوچكي كه در اثر بال زدن پروانه ايجاد مي شود نتايج ويرانگري توليد مي كند. 
اين دانشمند جوايز معتبر بين المللي به خصوص "جايزه توكيو براي علوم كاربردي" را دريافت كرد. با وجود اين از آنجا كه در جوايز نوبل، جايزه اي با عنوان "جايزه نوبل هواشناسي" وجود ندارد، لورنز هرگز نتوانست نام خود را در بين دارندگان اين جايزه به ثبت برساند.

لورنز در سال ۱۹۷۹ در كنفرانس سالانه "انجمن آمريكايي پيشرفت علم" حاضر شد و به تشريح تئوري "اثر پروانه اي" (butterfly effect) پرداخت و به اين ترتيب تئوري "بي نظمي" رسميت گرفت. 
اين دانشمند نخستين بار تئوري بي نظمي را در سال ۱۹۶۱ در موسسه تكنولوژي ماساچوست (ام آي تي) مطرح كرد. سپس در سال ۱۹۶۳ اين تئوري را كاربردي و در سال ۱۹۷۹ فرمول آن را ارائه كرد. 
اين تئوري در خصوص پديده هايي چون تغييرات آب و هوايي غيرمنتظره و حوادث و فرايندهايي كه نمي توانند با استفاده از برهانها و قوانين رياضي رايج، مثل تئوري احتمالات مدل سازي و پيش بيني شوند، توضيح مي دهد.

در سال ۱۹۶۰ لورنز يك مدل اسباب بازي از هواشناسي ايجاد كرد. 
رايانه اين دانشمند در آن زمان نه سرعت كافي براي پردازش يك شبيه سازي ساخته شده از رفتار اتمسفر داشت و نه از حافظه كافي براي ذخيره اين اطلاعات برخوردار بود. باوجود اين، لورنز توانست مدلهايي از تئوري بي نظمي را با استفاده از اين رايانه و با كمك ديگر هواشناسان "ام آي تي" نشان دهد.

نقل از هوپا

معرفي 5 رشته پرطرفدار

خبرگزاري فارس: معاون آموزشي وزارت علوم با بيان اينكه اطلس استاني آموزش عالي به زودي منتشر مي‌شود، 5 رشته پرطرفدار در ميان دانشجويان كشور را معرفي كرد.

حسين نادري‌منش معاون آموزشي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري در گفت‌وگو با خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاري فارس با اشاره به تاكيد دولت دهم به ارتقاي كيفي آموزش عالي در 4 سال پيش‌رو، اظهار داشت: با ظرفيت‌هاي ايجاد شده در كشور از برنامه چهارم توسعه جلوتر هستيم و امسال شاهد وجود 200 هزار صندلي خالي در دانشگاه‌هاي كشور بوديم.

وي به اجراي طرح جامع آموزش مبتني بر آمايش سرزمين اشاره كرد و افزود: از اين پس هر گسترشي منوط به طرح آمايش سرزمين خواهد بود كه در كتاب اطلس آموزش ملي منتشر شده و اطلس استاني آموزش عالي كشور نيز به زودي منتشر خواهد شد.

معاون آموزشي وزارت علوم با بيان اينكه 5 رشته در كشور، 40 درصد ظرفيت دانشجويي را اشغال كرده است، گفت: آمار جذب دانشجو در سال جاري هم مشخص است و بررسي‌ها نشان مي‌دهد كه گرايش دانشجويان به برخي رشته‌هاي خاص به دلايل مختلف از جمله در كانون توجه بودن و مطرح بودن يك رشته در مقاطع مختلف و يا قبولي آسان‌تر در اين رشته‌ها بوده است.

نادري‌منش رشته‌هاي حسابداري، مهندسي كامپيوتر، مديريت، برق و حقوق را 5 رشته پرطرفدار كشور دانست و ادامه داد: آمار مختلف نشان مي‌دهد كه 20 رشته هم بيش از 80 درصد دانشجويان را به خود اختصاص داده است. 

نامرئی کردن اشیا امکان پذیر شد !



دانشمندان ماده ای ساخته اند که قراردادن لایه نازکی از آن روی اشیا می تواند به نامرئی شدن آنها کمک کند.
 
به گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از شبکه تلویزیونی الجزیره انگلیسی،گروهی از محققان در انگلیس ورقه ای نازک و قابل انعطاف تولید کرده اند که با قرار دادن آن روزی اشیا می توان آنها را به طور موثری نامرئی کرد.

این ورقه نازک "متافلکس" نام دارد و بافت بسیار ریز آن به گونه ای طراحی شده است که تابشهای نور را به جای اینکه جذب کند به اطراف منحرف می کند و به این ترتیب از بازتاب آن به چشم فرد جلوگیری می کند و در نتیجه جسم نامرئی می شود. البته این کشف هنوز در مراحل آزمایشی قرار دارد.

انسان آنتن موبایل می شود!

گروهی از دانشمندان ایرلندی در پروژه ای نشان دادند که با پوشیدن حسگرهای رادیویی می توان از انسان به عنوان آنتن موبایل استفاده کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر، آیا آماده اید که به یک آنتن انسانی برای انتقال سیگانلهای رادیویی شبکه های موبایل تبدیل شوید؟
این چشم اندازی است که دانشمندان موسسه الکترونیک، ارتباطات و اطلاعات دانشگاه کوئین در بلفست در سطح یک پروژه به طور جدی در حال پیگیری آن هستند.

این تحقیق نشان می دهد که میزان اثربخشی شبکه های فعلی برای ارتباطات میان تلفنهای همراه بسیار پایین است. همچنین نصب یک آنتن موبایل می تواند بسیار پرهزینه باشد و برای نصب این آنتن ها اپراتورها باید در مقابل مقاومت شهروندانی که نگران تششعات منتشر شده این آنتن ها و تاثیرات منفی آنها بر روی سلامت افراد هستند پیروز شوند.

به همین دلیل، این محققان ایده "شبکه های بدن به بدن" (Body-to-body networks) را مطرح کردند. این شبکه ها از بدن یک انسان به بدن انسان بعدی منتقل می شوند. 

سایمون کاتن، سرپرست این پروژه در این خصوص اظهار داشت: "در سالهای گذشته تحقیقات زیادی در مورد آنتن ها انجام شده و محققان به سیستمهایی برای به اشتراک گذاشتن اطلاعات از طریق سطوح بدن فکر کرده اند. اکنون ما یک چالش بزرگ دیگر را ارائه کردیم که یکی از تازه ترین مرزهای ارتباطات بی سیم به شمار می رود."

به گفته این محققان می توان حسگرهای با توان پایینی ایجاد کرد که قابل پوشیدن باشند. هر حسگر با حسگرهای نزدیک به خود ارتباط برقرار می کند و یک شبکه انتقال غیرمتمرکز را ایجاد می کند که می تواند برای شهرهای بزرگ که ترافیک شبکه موبایل بسیار سنگین است بسیار مفید باشد.

این حسگر همچنین می تواند در داخل یک تلفن همراه نصب شود. به این ترتیب مشکل افرادی که نگران مسائل زیبایی شناسی هستند و کسانی که از دیدن افرادی با چند سیم آویزان از خود در اداره خوشنود نمی شوند نیز حل می شود.

از سویی دیگر، کاهش میزان تششعات منتشر شده از این دستگاه می تواند نگرانی در مورد سلامت انسان را هم از بین ببرد.

براساس گزارش تاپ نیوز، علاوه بر مزیتهایی که این شبکه انسانی موبایل می تواند در توسعه ارتباط از طریق تلفن همراه داشته باشد همچنین می تواند در توسعه خدمات بهداشتی در سطح جامعه نیز موثر باشد. به طوریکه استفاده از این حسگرها می تواند نظارت مداوم و درمان از راه دور برخی از بیماریها مثل بیماریهای قلبی عروقی را میسر کند.

منبع: قطره